کلبه عشقمونکلبه عشقمون، تا این لحظه 8 سال و 7 ماه سن دارد
ثمره عشقمونثمره عشقمون، تا این لحظه 5 سال و 10 ماه و 27 روز سن دارد
وبلاگ پسرمونوبلاگ پسرمون، تا این لحظه 3 سال و 6 ماه و 10 روز سن دارد

سبحان بهترین هدیه خداوند

آقا سبحان آتش نشان

  سلام خدمت گل پسرم که بعد از دو ماه پلیس بودن الان یک ماهی میشه که به آتش نشانی تغییر شغل دادی و انقدر به این شغل علاقه داری که دایما داری بازی آتش نشانی میکنی مثلا من بهت زنگ میزنم میگم آقای آتش نشان سریع بیا فلان جا آتیش گرفته میای آتیشو خاموش میکنی و مصدوم ها رو هم نجات میدی! یه بار گفتم آتش نشان یه مدرسه آتیش گرفته گفتی باشه بعد زنگ زدی همکارات بیان پرسیدم چرا ایندفعه با همکارات اومدی گفتی آخه مدرسه بزرگه تنهایی نمیتونم خاموشش کنم. وقتی هر کسی سبحان صدات میزنه سریع میگی من آتش نشانم و به هر کی میرسی خودتو آتش نشان معرفی میکنی وبه شدت روی شغلت تعصب داری.به دوستاتم میگی من آتش نشانم اونا میگن تو که کوچولویی نمیتونی آتش نشان باشی ...
15 تير 1395

نون خامه ایه مامانش

  دلبرک مامان بعد از دو سه ماه کشمکش برای آرایشگاه نرفتن بالاخره طی یک حرکت غافلگیرانه در دام افتادی و وارد سلمانی شدی و دیدی که آنقدر ها هم جای بدی نیست و از جو اونجا خوشت اومد و تا روی صندلی نشستی اول گفتی آقای آرایشگر موهامو با موزر نزنید و بعد گفتی لطفا خامه ای بزنید این مدلو چند ماه پیش یه بار از زبون من شنیده بودی و یادت مونده بود آقای آرایشگر هم گفتند اگه خامه ای بزنم یه وقت نخورنت آخر سر هم گفتی به موهام ژل بزنید که من موندم کجا دیدی یاد گرفتی!؟! بعد از شماهم چندتا از مشتریا در خواست مدل خامه ای دادن.طبق معمول هم انقدر صحبت کردی و سوال پرسیدی که آقای آرایشگر گفتن که این آقا چه قدر خوب حرف میزنه از همه چیز اطلاعات‌ دار...
29 خرداد 1395

نقاشی آی نقاشی

  سلام دلبندم قربون نقاشی کشیدن خوشگلت بشم. این اولین نقاشیی هست که خودت به تنهایی کشیدی و آوردی نشونم دادی گفتی خورشید کشیدم با یه جوجه تیغی که روی چمنا راه میره منم گفتم که ابرم بکش گفتی نه اگه بکشم یه وقت بارون میباره خراب میشه جوجه تیغی میره خونشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من: سبحان: جوجه تیغی: واقعا یه وقتایی چیزایی میگی که آدم میمونه چی بگه،چند روز پیش موقع غذا خوردن هی آب میخوردی گفتم مامان جون انقدر آب نخور معدت پر میشه جا برای غذا نمیمونه گفتی خوب غذا می افته تو آب دیگه آخه آب مایع ست!     این عروس دریایی رو هم با هم کشیدیم گفتم اول یه خط افقی بکش بعد نیم دایرش کن و... بعد که کشیدی گفتی عروس...
11 خرداد 1395

بهارانه

  سلام دلبندم بهاره و حیاط مامان ژیلایینا حسابی با صفا شده شما و خاله نسترن هم میرید حیاط و حسابی بازی میکنید درخت توت و شاتوت میوه دادن شما هم مشغول توت چینی هستید.           چند روز بعد هم آب بازی ، هرچی برگ و توت و چوب پیدا میکردید می ریختید تو آب هم میزدید میگفتید داریم غذا درست میکنیم.         و در آخر شاتوت خوری.       اینجا هم خونمونه بعد از کلی مقاومت در برابر خواب جلوی کامپیوتر خوابت برد! ...
1 خرداد 1395

بدون شرح

    سلام یه دونه ی مامان این عکستو فرستادیم شبکه نسیم برنامه قاصدک نشون داد معروف شدی ، این عکسو از روی تلویزیون انداختم.     اینجا هم آقا سبحان بوکسور شدی.     با بلوک های لگو اشکال هندسی درست کردیم میپری توشون.     سی و یک فروردین تولد بابایی.دل تو دلت نبود این کیکو بخوری.     تو پارک مامان ژیلایینا چندتا وسیله برقی برای کوچولوها گذاشتن با خاله نسترن کلی ذوق کردید از قطار انقدر خوشت اومد که دوبار سوار شدی فکر میکردی خودت داری میرونیش خیلی ذوق کردی تند تند فرمونشو میچرخوندی که تندتر بره.قبلا هم چند بار قطار سوار شدی ولی اینو بیشتر دوست داشتی.مث...
13 ارديبهشت 1395

درد دل با معبود

                                                                       بسم الله الرحمن الرحیم                                   #گفتم خدا...
23 فروردين 1395

تولد سه سالگی گل پسرم

      تولدت مبارک ای، بهانه ی ترانه ام ، صدای سبز زندگی ، سکوت عاشقانه ام.   تولدت مبارک ای، سرخی تنگ ماهی ام ، خورشید من ، ماه دلم ، پایان هر سیاهی ام.     تولدت مبارک ای، هدیه من پیش خدا ، خنده تو لطف خداست ، بخند و با خنده بیا.       تولدت مبارک ای، فرشته ی روی زمین ، تو آسمونا خونته ، ولی کنار من بشین.         تولدت مبارک ای، شاپرک باغ بهشت ، خدا رو هر شکوفه ای ، اسم قشنگتو نوشت.                               &n...
10 فروردين 1395
1074 15 11 ادامه مطلب

تحویل سال1395

                                                                     گشت گرداگرد مهر تابناک،ایران زمین روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین ای تو یزدان،ای تو گرداننده ی مهر و سپهر برترینش کن برایم این زمان و این زمین                ...
4 فروردين 1395

بازی های آموزشی

  سلام سلام خدمت پسر گل و باهوش و کمی هم بازیگوش مامان،میخوام بعضی از بازی های آموزشی که مدتهاست با هم انجام میدیم رو برات بذارم بعد ها دیدنشون خالی از لطف نیست.     آموزش مفاهیمی مثل حالات چهره، داخل و خارج، رو و زیر یا بالا و پایین، پر و خالی، بزرگ و کوچک،  دور و نزدیک، باریک و پهن، کوتاه و بلند، گرم و سرد، چاق و لاغر. داخل کتاب زیر هم مواردی مشابه اینها هست که همه رو با هم کار کردیم و اغلبشونو از همون اول که ازت پرسیدم بلد بودی و از قبل به صورت تجربی یاد گرفته بودی چون خیلی سوال میپرسی و کنجکاوی خیلی چیزها رو خودت زودتر یاد میگیری. این کتابو خاله مهناز برات خریده ان شاالله جلد های دیگرشم پیدا میکنم و بر...
27 اسفند 1394

سفر به مشهد مقدس

  سلام پسر گلم بیست اسفند خاله مهنازینا پیشنهاد دادن که بریم مشهد ما هم با وجود اینکه کلی کار برای عید داشتیم گفتیم حالا که امام رضا دعوتمون کردن درست نیست قبول نکنیم این شد که یک ساعته حاضر شدیم و راه افتادیم برای پابوسی آقا امام رضا.                                               السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ع               اینجا پاساژ...
25 اسفند 1394