یلدای 98 و بقیه ماجراها 😊



یلدا مبارک عزیز مامان



اینم از یلدای مدرسه
خانمتون گفته بودن سبحان مجهز اومدیا
میگفتی تاج من قشنگتر از همه بود همه باتاج من عکس انداختن.
الهی بمیرم یه هفته مریض بودی دو روز مدرسه نرفتی و بقیه هفته هم متاسفانه به خاطر آلودگی هوا تعطیل شد ولی خوشبختانه خوب استراحت کردی رفتم مدرسه تکالیفتو بپرسم خانومتون گفتن از سبحان خیالم راحته زود یاد میگیره آخه درس جدید داده بودن شماهم که جلو جلو حروفو واسه خودت میخونی بیشترشونو میشناسی چند وقت پیشم میگفتن سبحان بهترین دانش آموزمه دست راست خودم تو کلاس میفرستم بالا سر بچه های ضعیف تر کمکشون کنه .
اول سال به معلمت گفته بودی خانم این چیزای آسون چیه آخه میگید سختارو درس بدید
واقعا هم همه حروف رو راحت یاد میگیری و هر کلمه جدیدی میگم به تنهایی مینویسی معلمتم میگفتن سبحان میتونه کلمات جدیدو براحتی خودش بنویسه
سفیر سلامت هم شدی مربی بهداشتتون از معلمتون خواسته بودن یه نفرو معرفی کنن ایشونم شما رو معرفی کردن ،کارت سفیر سلامتم بهت دادن اما هنوز شرح وظایفتونو نگفتن ولی با این حال کارتو هرروز می اندازی گردنت و کلی کیف میکنی.
برای انتخابات انجمن اولیا هم من کاندید نشده بودم اما خودشون فقط به شما دعوت نامه داده بودن که من برم جلسه و به اسرارشون عضو انجمن شدم.
چند روز پیشم با خوشحالی از مدرسه اومدی گفتی مامان علوم داشتیم خانوم درس جدید دادن و هر سوالی راجع به حیوانات میپرسیدن فقط من جواب میدادم خانومم همش میگفتن تشویقش کنید منم گفتم خانوم من کلی کتاب علمی دارم میارم ببینید
خداروشکر که تا اینجا خیلی خوب بودی و ان شاالله خوب بمونی و همیشه موفق باشی.فدای تو
راستی از طرف مدرسه سینما رفتید و فیلم منطقه پرواز ممنوع که این روزا خیلی معروف شده تماشا کردید.شب قبلش میگفتی خوابم نمیبره خیلی دوست دارم زود صبح بشه.واقعا اردو رفتن با مدرسه خیلی هیجان انگیزه منم همین جوری بودم.
این همه تعریفتو کردم ولی مشق نوشتنت خستم میکنه
چند وقت پیشم هی گفتم بیا املاتو بنویس نیومدی گفتی بدار یه کم دراز بکشم میام چند دقیقه بعد اومدم دیدم خوابت برده دوساعت بعد بیدارت کردیم داروتو بخوری با همون چشمای بسته یه خند موذیانه کردی و گفتی آخرشم املا ننوشتم
من که پنج دقیقه داشتم میخندیدم بچه پررو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یلدای 98 و بقیه ماجراها 😊 
